پرده سینما

مینی مال، واقع گرا، جزئی نگر، و صمیمی؛ نگاهی به فیلم «زندگی شیرین است» ساخته مایک لی

کاوه قادری

 


 

 



 

 

پنج‌شنبه ها، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!


با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!

 

نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینما

 

 

 

زندگی شیرین است

Life Is Sweet

کارگردان: مایک لی

نویسنده: مایک لی

بازیگران: آلیسون استدمن، جیم برودبنت، کلر اسکینر، جین هرکس، تیموتی اسپال

مدیر فیلم‌برداری: دیک پاپ

تهیه‌کننده: سیمون چنینگ ویلیامز

هزینه تولید فیلم: ۱.۵ میلیون دلار

تاریخ نخستین نمایش:  ۲۲ نوامبر ۱۹۹۰ (بریتانیا)

مدت زمان فیلم: ۱۰۳ دقیقه

محصول کشور: بریتانیا

زبان فیلم: انگلیسی

رنگی

 

خلاصه داستان: درست در شمال لندن وندی، اندی و دوقلوهای آنها ناتالی و نیکولا زندگی می‌کنند. وندی در یک فروشگاه کار می‌کند و تصمیم می‌گیرد در رستوران جدید یکی از دوستانش پیشخدمت شود و...

 

 

 

طعم سینما – شماره ۲۱۸ : زندگی شیرین است (Life is Sweet)

 

 

 

 

پنج‌شنبه ها، طعم سینما را در پرده سینما بچشید!   با طعم سینما، سینما را از دریچه ای تازه ببینید!     نقد و بررسی فیلمهای مهم تاریخ سینما در طعم سینمانخستین ویژگی درونی که در همان نگاه اول از زندگی شیرین است به عنوان دومین فیلم بلند سینمایی مایک لی می توان یافت، مانند تقریباً تمام آثاری که آن بخش جوان و امیدوار جهان سینمای مایک لی را نمایندگی می کنند (به ویژه دو فیلم اول دوره ی اول سینمای او)، «صمیمیت در روایت» است؛ هم در محاکات و پرداخت روابط دراماتیک میان آدم ها اعم از گفتگوها و رفتارها و کنش های میان شان، هم در شناسه پردازی و رفتارنگاری آدم ها و معرفی خودشان، شغل شان، خانه و زندگی شان و حال شخصی و وضعیت زندگی شان در نقاط مختلف روایت، و هم در نحوه ی روایت داستان موقعیت و شکل ملایم پیشبرد داستان و فراز و فرودسازی برای آن. هیچ چیز پیچیده ای علیه مخاطب وجود ندارد؛ بیان سلیس است، لحن ساده و بی تکلف است، جهان ملموس و آشنا است، کاراکترها بدون روتوش هستند و می توانند به سرعت، سمپات مخاطب واقع شوند، مخاطب با فضا احساس غریبگی نمی کند، رازی در کار نیست و همه چیز بی واسطه با مخاطب در میان گذاشته می شود، درام راحت و روان روایت می شود و همه نوع مخاطبی به داخل آن راه داده می شوند.

در واقع، از «صمیمیت در روایت»ی حرف می زنیم که مشابه آن را در آثار وودی آلن (به عنوان یکی از هم دوره ای های مایک لی) نیز می توان یافت؛ با این تفاوت که در اینگونه آثار مایک لی (مانند آرزوهای بلند و همین زندگی شیرین است)، این صمیمیت، با نوعی لحن همذات پندارانه، همدلانه و دلدارانه نسبت به مخاطب و کاراکترهای گرفتار ناکامی و شکست، عجین می شود که ماهیت پیشامدها، وقایع و فراز و فرودهای تلخ داستانی را برای مخاطب، نسبت به آنچه در واقع است، تلطیف می کند؛ شبیه همان کاری که سال ها قبل، یاسوجیرو اوزو در آثاری مانند صبح بخیر و یک بعد از ظهر پاییزی انجام داده بود؛ و دقیقاً همین طریقت روایی است که در زندگی شیرین است، پیشامدها و وقایع تلخی همچون شکست خوردن کسب و کار «اوبری»، شکسته شدن پای «اندی» و خانه نشین شدن او به مدت شش هفته و بیماری تراژدی وار «نیکولا» و غیره را گاه با لحن و بیانی کمیک، گاه با نگاهی ملایم، خونسرد و گذرا، و گاه با ایجاد نوعی عاطفه و محبت حامیانه، تلطیف و قابل تحمل برای مخاطب می کند؛ همچنان که در فیلم اول سینمایی مایک لی یعنی آرزوهای بلند نیز همین رویکرد روایی در پرداختن به موقعیت آن مادر آلزایمری، در به در و افسرده وجود دارد؛ شبیه همان مشی «اوزو»یی که تدریجی و آرام آرام، تمام تلخی های زندگی را به مخاطب یادآوری کرده و دم گوش او نجوا می کند که : «زندگی همین است»؛ اما چنین درونمایه ای را همچون پتکی توی سر مخاطب اش نمی کوبد، بلکه آن را در روایت و لحن و بیان، رقیق شده به مخاطب عرضه می کند.

اما یکی دیگر از ویژگی های درونی فیلم زندگی شیرین است و ایضاً سایر آثار از این سنخ مایک لی، به نوع و نحوه ی زیست روایی فیلم برمی گردد؛ اینکه همانند سینمای مستقل آمریکا و انگلیس و شبیه به آنچه در سینمای شرق و اروپای شرقی شاهد هستیم، زیست روایی، پیش و بیش از آنکه «کنش نگرانه» باشد، «رفتارنگارانه» است؛ به این معنا که به جای اینکه کاراکترها را از طریق کنش و واکنش های دفعتی و وقایع فرمولی بشناسیم و قضاوت کنیم، کاراکترها را در باکسی کامل تر و از طریق زندگی کردن با آنان، به معنای وقت گذراندن کنارشان در حالت ها و مقاطع و خرده موقعیت ها و بزنگاه های مختلف و رصد نسبتاً پیوسته ی رفتارشان در بستر یک موقعیت مرکزی طولانی و مستمر می شناسیم. به بیانی دیگر، در فیلم مایک لی، جهان رویدادی و کنش و واکنشی مرسوم در سینمای کلاسیک، جای خود را به جهان رفتاری می دهد که واقعیتی شبه خالص و کمتر دستکاری شده  را جایگزین واقعیت آمیخته به تقلب های دراماتیک رایج در سینمای کلاسیک می کند؛ و فیلم در قالب همین واقعیت کمتر دستچین شده و در گذر زمان است که برای شناخت کاراکترها، معرفی روابط میان شان و روایت داستان هر کدام شان، روی میانه موقعیت ها، لحظات گذار و پیشامدهای روتینی متمرکز می شود که حداکثر محدوده ی روایی و نمایشی ممکن برای رفتارنگاری واقع بینانه و منصفانه درباره ی آن ها را به فیلمساز می دهد؛ از نمایش شغل «وندی» و نحوه ی وقت گذراندن اش کنار بچه ها، اوقاتِ از صبحانه تا ناهار یک خانواده، نوع گفتگوهای میان شان و نحوه ی گذراندن یک روز تعطیل کنار یکدیگر و حال خوب شان گرفته، تا نمایش امور متفرقه و پاره وقت شان در طول روز، بحث و جدل های میان شان، اوقات مستی و حال غمگین شان؛ لحظه نگاری های سوبژکتیوی که رفتارنگاری هایی ابژکتیو را در پی دارد؛ همان زیست روایی که بعدها ریچارد لینکلیتر نیز با اعمال پیوستگی های زمانی بیشتر و طولانی تری در سینمای خود بکار برد.

برگزیدن این نوع زیست روایی البته از این نظر که سیر موقعیتی درام را یکدست و یکنواخت می کند و می تواند مانع از کنتراست سازی موقعیتی یا درون موقعیتی لازم جهت شکل گرفتن درام و «افت و خیز»دار کردن روند داستان شود، چالش برانگیز است. در این میان، دست بر قضا یکی از ویژگی های جالب فیلم زندگی شیرین است مایک لی، همانند سلف اش یعنی آرزوهای بلند، در این است که نحوه ی ایجاد اعوجاج و فراز و فرودسازی در درام نیز از طریق همین زیست روایی مستمر و یکدست صورت می گیرد. دقت کنیم که فیلم قرار است زندگی خانواده ای امیدوار را به تصویر بکشد که روح سمج و سرسخت زندگی، حتی اوقات خوش آن ها را نیز یکنواخت می کند، امکان پرواز و پیشرفت بیشتر را از آن ها سلب می کند و سپس بروز و ظهور وقایعی کوچک، حتی آن ها را چند قدم به عقب تر نیز برمی گرداند. حال، همین یکنواختی که از آن صحبت می کنیم، در قالب یک موقعیت مرکزی مستمر، با خرده موقعیت هایی حاوی سکانس های طولانی، به صورت تدریجی و البته باز هم در گذر زمان، کاملاً در ریتم روایت جاری می شود تا آن کنتراست درون موقعیتی مورد نیاز درام ایجاد شود (خانواده ای امیدوار به پیشرفت و زندگی بهتر که عملاً وضع زندگی شان در همان مرحله ی گذار از دشواری ها، متوقف مانده و به پیش نمی رود) و سپس آن وقایع و فراز و فرودهای تلخ، به عنوان همان اتفاقاتی که به اصطلاح، سنگ های زندگی پیش پای کاراکترهای فیلم هستند و آنان را از آرزوها و ایده آل هایشان دور می کنند، صرفاً در قالب خرده موقعیت هایی کوتاه به لحاظ شکلی و با اشاره ای گذرا و لحنی تلطیف شده در روایت، رخ می دهند؛ باز هم شبیه همان مشی یاسوجیرو اوزو مبنی بر ارائه ی رقیق شده ی آن درونمایه ی تلخ، در روایت و لحن و بیان.

اما آنچه هنر روایت مایک لی در فیلم زندگی شیرین است را تکمیل می کند، به داستانگویی حداکثری و پرجزئیات او در چهارچوب بالقوه کم داستان فیلم برمی گردد. دقت داشته باشیم که با فیلمی مینی مال مواجهیم، دارای یک پلات موقعیت نحیف و کلی، و تعدادی خرده پلات مربوط به شخصیت ها که جملگی، در یک محدوده ی زمانی صرفاً دو-سه روزه واقع شده اند؛ گستره ی روایی محدودِ دارای آپشن های روایی محدودتر که به طور بالقوه، امکان داستانگویی در حد و اندازه ی یک فیلم بلند سینمایی 100 دقیقه ای در آن وجود ندارد، اما مایک لی، با مستمرسازی و ایجاد پیوستگی درون این مجموعه ی کوچک روایی فیلم، به آن تا حدی گستره ی قابل استفاده ی روایی و لحظات نامکشوف داستانی می دهد که عملاً بتواند هم داستان جامع تر، هم رفتارنگاری مبسوط تر، هم واقعیت کامل تر و هم زیست سینمایی دقیق تری را نسبت به آنچه پتانسیل روایی بالقوه ی فیلم است، به مخاطب عرضه کند؛ به انضمام اینکه علاوه بر این مستمرسازی و ایجاد پیوستگی روایی و موقعیتی، میزان شناخت و تسلط مایک لی روی مقوله هایی همچون تم سازی، داستانگویی، فضاسازی، خرده موقعیت آفرینی و فرآیندسازی روایی نیز موجب شده تا در فیلمی که از کارگردانی تا بازیگردانی اش، هم از حداکثر آزادی عمل برخوردار است و هم در ساده ترین شکل خود به سر می برد و انگار فیلم به نوعی، خودش خودش را کارگردانی می کند، شاهد آن همه جزئی نگری دلنشین و زیبایی شناسانه در روایت، رفتارنگاری، واقعیت نگاری و زیست سینمایی باشیم.


 

 

 

کاوه قادری

 

شهریور ۱۳۹۸


 

برای مطالعه دیگر فیلم هایی که در «طعم سینما» معرفی و بررسی شده اند اینجا را کلیک کنید

 

 



 تاريخ ارسال: 1398/6/21

نظرات خوانندگان
>>>سعید :

شادترین فیلم مایک لی

7+0-

جمعه 22 شهريور 1398




فرم ارسال نظرات خوانندگان

نام (ضروري):
نظر شما (ضروري):
كد امنيتي (ضروري) :
كد امنيتي تركيبي از حروف كوچك انگليسي است. توجه داشته باشيد كه كد امنيتي به كوچك و بزرگ بودن حروف حساس است.